مریم احمدپور ؛
کاهش نرخ جمعیت، مسئله ای هویتی

جمعیت، زیرساخت پویایی هر کشور است؛ نهتنها در عرصه اقتصاد، بلکه در حوزه امنیت، سیاست و انسجام اجتماعی نیز نقش بنیادین دارد. کاهش نرخ رشد جمعیت در ایران، اگر بدون مداخله ادامه یابد، آیندهای با ساختاری پیر، پرهزینه و کمتحرک را رقم خواهد زد. بر اساس گزارش سازمان ملل، در صورت تداوم روند فعلی، تا ۸۰ سال آینده حدود ۴۷ درصد جمعیت کشور را سالمندان بالای ۶۰ سال تشکیل خواهند داد؛ وضعیتی که نهتنها فشار سنگینی بر نظام بازنشستگی و تأمین اجتماعی وارد میکند، بلکه ظرفیت اقتصادی و سیاسی کشور را نیز بهشدت تضعیف خواهد ساخت.
برای مواجهه با چنین بحرانی، نخست باید عوامل شکلگیری آن را شناخت. تمرکز صرف بر مشوقهای اقتصادی، سطحینگری است. آنچه در لایههای زیرین جامعه جریان دارد، مجموعهای از تحولات فرهنگی، فکری و هویتی است که بهمراتب اثرگذارترند. خانواده در ذهن جامعه دیگر نه کانون تولید و پرورش نسل آینده کشور، بلکه پروژهای فردی و مشروط به رفاه و کیفیت زندگی تلقی میشود. شعارهایی چون «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و «دو بچه کافی است» که در نتیجه سیاستگذاریهای نادرست و تندرویهای دولتهای پنجم تا هشتم در زمینه کاهش جمعیت رواج یافتند، به هنجارهای اجتماعی بدل شدهاند. در کنار این، سبک زندگی غربی با تأکید بر استقلال فردی و خانواده کوچک، بهعنوان الگوی موفق بازنمایی میشود. والدگری نیز از یک نقش اجتماعی به مسئولیتی سنگین و پرهزینه تبدیل شده است؛ والدین فرزندآوری را تنها زمانی ممکن میدانند که بتوانند آیندهای کامل برای فرزندان تضمین کنند و نگاه آنان به فرزندپروری بیش از آنکه اجتماعی، تربیتی و فرهنگی باشد، اقتصادی است.
این مجموعه نگرشها، استعارهها و سبکهای زندگی، همراه با فضاسازی شهری و رسانهای، ذهنیت جامعه را به سمت کمفرزندی سوق دادهاند. بنابراین، هرگونه سیاست جمعیتی مؤثر باید به این لایههای پنهان توجه کند. ورود همه ظرفیتها ـ دولتی، خصوصی و اجتماعی ـ برای تدوین راهبردهایی که بتوانند این باورها را بازخوانی، بازتعریف یا خنثی کنند، ضرورتی اجتنابناپذیر است. بدون چنین رویکردی، کاهش جمعیت نهتنها متوقف نخواهد شد، بلکه به بحرانی فراگیر بدل خواهد گشت.
از دیگر عوامل مهم این آسیب، به حاشیه رفتن الگوی زن ایرانی ـ اسلامی و جایگزینی آن با تفکر زن غربی است. بانوان جامعه دچار دوگانگی میان حفظ فضای خانه و فرزندآوری از یک سو، و حضور در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و حتی کاری از سوی دیگر شدهاند. نگاه آنان به جایگاه مادری، نگاهی پرهزینه و همراه با خانهنشینی و محدودیتهای سنتی است، در حالی که نگرششان به حضور اجتماعی، مطلقاً سودمند تلقی میشود. این نگاه صفر و صدی به نقش زن در جامعه و خانواده، زنان را به انتخاب میان خود و فرزندانی که هنوز به دنیا نیامدهاند سوق داده است. افزون بر این، در اسناد رسمی و سیاستگذاریهای فرهنگی جمعیت، به نقش کلیدی زنان در تحول فرهنگی و بازتعریف سبک زندگی اشاره شده است؛ از جمله در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و راهبردهای فرهنگی جمعیت.
اکنون میتوان بهوضوح دید که حل بحران کاهش جمعیت نیازمند تحولی فرهنگی عمیق است؛ تحولی که نمیتواند صرفاً از بالا و با ابزارهای دولتی رخ دهد. این تحول باید از دل جامعه شکل گیرد و در این میان، نقش زنان بهعنوان کنشگران اصلی فرهنگ خانواده، تربیت نسل و بازنمایی سبک زندگی، حیاتی است. همانگونه که اشاره شد، بازتعریف نقش زن در خانواده و جامعه از الزامات سیاستگذاری مؤثر جمعیتی است. این بازتعریف شامل تقویت هویت مادری، حمایت از زنان در نقشهای چندگانه (مادر، فعال اجتماعی، تحصیلکرده) و اصلاح تصویر زن در رسانهها و فضای عمومی خواهد بود.
در مصوبه شماره ۲۳۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱۴۰۴) تأکید شده است که کلیه طرحهای جمعیتی باید با رویکرد محلهمحور و بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای بومی و مردمی طراحی شوند؛ از جمله نهادهای داوطلب، شوراهای اسلامی، مساجد و گروههای اجتماعی. با توجه به تجربههای اجتماعی گذشته، هر جا که مردم وارد میدان شدند، مسائل بزرگ به بهترین و سریعترین شکل حل گردید. در مسئله جمعیت نیز نهادهای دولتی باید اهتمام جدی در فعالسازی ظرفیتهای مردمی داشته باشند.
بنابراین، اگر بخواهیم راهکارهای فرهنگی مؤثر برای افزایش جمعیت را ترسیم کنیم، باید اهتمام لازم در پیادهسازی و بازنمایی مواردی همچون ترسیم تصویر زن در رسانهها بهعنوان عامل رشد، تربیت و پایداری اجتماعی ـ طبق فرمایشات رهبر معظم انقلاب و امام خمینی(ره) ـ حمایت از زنان در نقش مادری از طریق تسهیلات، آموزش و امنیت روانی، تقویت نهادهای محلی با محوریت زنان برای ترویج سبک زندگی خانوادهمحور، و اصلاح ادبیات عمومی و شهری که مادری و فرزندآوری را بهعنوان ارزش فرهنگی بازنمایی کند، همچنین تعریف الگوی سوم زن که
الگویی فراتر از نسخه های غربی و شرقی محدود کننده یا ضایع کننده است صورت گیرد.
در نهایت، تحول فرهنگی در حوزه جمعیت بدون مشارکت فعال و آگاهانه زنان نهتنها ناقص خواهد بود، بلکه ممکن است به مقاومت اجتماعی نیز بینجامد. زنان نهتنها مخاطب سیاستهای جمعیتیاند، بلکه عاملان اصلی تغییر فرهنگی در این حوزه محسوب میشوند. رکود در فعالسازی این ظرفیت بزرگ، آسیبهای جبرانناپذیری به دنبال خواهد داشت.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰