«نیمشب» | بازسازی یک فاجعه، احیای یک ملت

به گزارش پایگاه خبری چراغ «نیمشب»، تازهترین تجربه محمدحسین مهدویان در سینمای بحران و جنگ، بیش از آنکه یک روایت از جنگ ۱۲روزه باشد، بازخوانی یک زیست جمعی در برابر تهدید خارجی است؛ فیلمی که با اتکا به عناصر ژانر فاجعه و روایت ملیگرایانه، تلاش میکند تصویری امروزی از مقاومت اجتماعی در ایران ارائه دهد. مهدویان در این اثر نه به دنبال بازنمایی تاکتیکهای نظامی است و نه خلق قهرمانهای تکخطی؛ او به سراغ ملت میرود، ملتی که زیر فشار تهدید، دوباره خود را بازسازی میکند.روایت بحران؛ طراحی یک موقعیت سخت و قابل لمس«نیمشب» از همان دقیقههای ابتدایی، جهان خود را بر پایه اضطراب، اختلال و بیثباتی بنا میکند. فیلم با بهرهگیری از قواعد کلاسیک ژانر فاجعه—از تدوین تند و کادربندیهای بسته تا صدای محیطِ خشن و کمبود موسیقی—با موفقیت فشار موقعیت را به تماشاگر منتقل میکند.این انتخاب باعث میشود جنگ، نه بهعنوان یک نبرد صحنهای، بلکه بهعنوان یک تجربه شهری و انسانی درک شود؛ تجربهای که بر زندگی آدمها سایه میاندازد و آنها را در برابر انتخابهای تازه قرار میدهد.مانیفست ملیگرایی مدرن؛ از شعارهای احساسی تا کنش اجتماعییکی از مهمترین ویژگیهای فیلم، تلاش رسمی آن برای ارائه یک الگوی جدید از ملیگرایی ایرانی است؛ ملیگراییای که بر پایه تجربه مشترک، همراهی و تحمل ساخته میشود. فیلم نشان میدهد چگونه بحران میتواند افراد پراکنده را به یک مجموعه منسجم تبدیل کند و چگونه احساس خطر مشترک، مردم را به سمت مسئولیتپذیری سوق میدهد.
البته برخی از شعارهای بهکاررفته در فیلم، هنوز از حد ایدههای مستقیم فراتر نرفته و میتوانستند با زبانی غیرملموستر بیان شوند تا تأثیر عمیقتری بگذارند. با وجود این، تناسب میان پیام ملی و فضای ملتهب فیلم باعث میشود این شعارها به بخش طبیعی ساختار اثر تبدیل شوند و از بار کلی روایت نکاهند.فیلمنامه؛ پیروزی در موقعیتسازی، ضعف در شخصیتپردازیفیلمنامه «نیمشب» ستون اصلی موفقیت فیلم است. طراحی صحنههای بحرانی، چیدمان لحظههای تنش، و روند تغییر آدمها در بستر جنگ، از نکات برجسته کار به شمار میرود.اما در کنار این تواناییها، برخی کاستیها نیز وجود دارد: عمق بعضی شخصیتها کمتر از آن چیزی است که زمینه بحران میطلبد، چند دیالوگ توضیحی و شعاری، ریتم دراماتیک را کند میکند، برخی ارتباطها میان خطوط فرعی نیازمند پرداخت بیشتر است، با این حال فیلمنامه بهطور کلی در خدمت پیام و جهان اثر قرار دارد و توانسته ساختار بحران را حفظ کند.بازیها؛ همراه با ژانر، اما نابرابر در کیفیتفیلم از نظر بازیگری حالتی دوپاره دارد. از یکسو بخشی از بازیها کاملاً در خدمت واقعیتنمایی اثر و لحن ملتهب آن هستند. از سوی دیگر، بعضی نقشها از نظر کنترل احساسات یا باورپذیری ریتم درونی، با استاندارد فیلم هماهنگ نیستند.این نابرابری اما مانع از انتقال محتوای اصلی نمیشود، زیرا بار روایی بر دوش بازیگران کلیدی است که در مجموع عملکرد قابل قبولی ارائه میدهند.
توانایی مهدویان در روایت جامعه؛ تصویر امضادار یک مقاومت جمعیمهدویان طی سالهای اخیر ثابت کرده است که یکی از معدود فیلمسازان ایرانی است که جامعه را بهعنوان قهرمان اصلی روایت انتخاب میکند. در «نیمشب» نیز جامعه ایرانی، نه در قالب گفتار، بلکه در قالب رفتار، همکاری و تغییر، به تصویر کشیده میشود.همبستگی، مسئولیتپذیری و تغییرات شخصیتی در طول فیلم، به شکلی طبیعی شکل میگیرد و از دام کلیشه دور میماند. درست همین نقطه است که «نیمشب» را به یک فیلم ملی اما انسانی تبدیل میکند.ارزش فیلم«نیمشب» فیلمی است که ارزش تحلیل جدی دارد. این اثر با وجود ضعفهایی در برخی بازیها و نقاطی از فیلمنامه، به چند دستاورد مهم رسیده است: بازنمایی یک بحران واقعی با زبان سینمایی معتبر و قابل اتکا، بازتعریف ملیگرایی در قالب عمل، نه شعار، ساخت موقعیتهای پرتنش و انسانی که مخاطب را درگیر میکند.توجه به نقش مردم و تغییرات درونی انسانها در حین جنگمهدویان در «نیمشب» نشان میدهد سینمای ایران همچنان ظرفیت آن را دارد که در بزنگاههای تاریخی، روایتهای ملی و دراماتیک خلق کند؛ روایتهایی که نه بر مبنای اغراق، بلکه بر پایه تجربه مشترک مردم استوار است.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰