آتشبازی ترامپ با ۲۱ میلیون بشکه نفت در تنگه هرمز

بازار جهانی انرژی این روزها بیش از آنکه چشم به افزایش تولید بدوزد، به نقشه خاورمیانه خیره شده است. در حالی که خوشبینانهترین برآوردها از بازگشت نفت ونزوئلا، از افزایش حدود یک میلیون بشکهای عرضه حکایت دارد، روزانه بیش از ۲۱ میلیون بشکه نفت از مسیری عبور میکند که کوچکترین اختلال در آن، میتواند ثبات اقتصاد جهانی را بهطور همزمان به چالش بکشد.
به گزارش پایگاه خبری چراغ ؛ بازار جهانی انرژی در آستانه سال جدید میلادی با مجموعهای از ریسکهای همزمان روبهروست؛ از جنگ اوکراین و نااطمینانی در عرضه گاز اروپا گرفته تا تحولات آمریکای لاتین و تنشهای فزاینده در خاورمیانه. با این حال، بررسی دادههای بازار نشان میدهد وزن ریسکها یکسان نیست و برخی تحولات، صرفنظر از ابعاد سیاسی، ظرفیت ایجاد شوکهای ساختاری در اقتصاد جهانی را دارند.در این میان، خاورمیانه و بهویژه موقعیت ایران، همچنان در مرکز توجه تحلیلگران بازار انرژی قرار دارد؛ نه بهدلیل حجم تولید صرف، بلکه بهواسطه نقشی که این منطقه در معماری انتقال انرژی جهان ایفا میکند. عددی که بازار را نگران میکندبر اساس برآوردهای نهادهای بینالمللی انرژی، روزانه حدود ۹۰ تا ۱۰۲ میلیون بشکه نفت در جهان مصرف میشود. از این میزان، نزدیک به ۲۱ میلیون بشکه در روز از تنگه هرمز عبور میکند؛ عددی معادل بیش از ۲۰ درصد کل مصرف روزانه جهان. این سهم، تنگه هرمز را به مهمترین گلوگاه انرژی دنیا تبدیل کرده است؛ گلوگاهی که هرگونه اختلال در آن، نهتنها بازار نفت، بلکه کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.برای درک بهتر این عدد، کافی است آن را با سایر تحولات اخیر بازار مقایسه کنیم. در هفتههای گذشته، گزارشهایی درباره تلاش آمریکا برای بازتعریف معادله نفت ونزوئلا منتشر شده است. بر اساس بهترین برآوردی که یک شرکت معتبر اسپانیایی ارائه داده، حتی در خوشبینانهترین سناریو، احیای ظرفیت نفتی ونزوئلا میتواند در نهایت حدود یک میلیون بشکه در روز به عرضه جهانی اضافه کند؛ آن هم نه در کوتاهمدت، بلکه طی یک بازه زمانی چندساله.
این مقایسه عددی، بهخوبی تفاوت مقیاسها را نشان میدهد، یک میلیون بشکه افزایش عرضه در برابر ۲۱ میلیون بشکه نفت عبوری روزانه از یک مسیر حیاتی. ایران؛ فراتر از تولیدکنندهایران با تولید چند میلیون بشکه نفت در روز، یکی از بازیگران مهم عرضه جهانی است؛ اما اهمیت واقعی ایران، به نقش آن در امنیت و پایداری مسیرهای انتقال انرژی بازمیگردد. بخش قابل توجهی از صادرات نفت عربستان، عراق، امارات، کویت و قطر، بهطور مستقیم از مسیری عبور میکند که امنیت آن با موقعیت جغرافیایی و توان بازدارندگی ایران پیوند خورده است.از منظر اقتصادی، این بدان معناست که ایران صرفاً یک عرضهکننده نیست؛ بلکه یکی از عوامل تعیینکننده ریسک سیستماتیک بازار انرژی است. حذف یا نادیده گرفتن چنین بازیگری، لزوماً به افزایش عرضه از سایر نقاط منجر نمیشود، بلکه میتواند کل زنجیره انتقال را وارد وضعیت نااطمینانی کند. ریسک غیرقابل بیمه؛ جایی که بازار قفل میشودتحلیلگران بازار انرژی تأکید میکنند که بزرگترین تهدید برای بازار، افزایش قیمت نیست؛ بلکه ورود بازار به وضعیت «ریسک غیرقابل بیمه» است. تجربه نشان داده زمانی که ریسکهای ژئوپلیتیک از یک آستانه مشخص عبور میکند، شرکتهای بیمه حاضر به پوشش نفتکشها نمیشوند یا هزینه بیمه بهطور ناگهانی چند برابر میشود.در چنین شرایطی، حتی اگر یک بشکه نفت هم از مسیر حذف نشود، هزینه انتقال، زمان تحویل و قابلیت برنامهریزی بهشدت آسیب میبیند. این همان نقطهای است که بازارهای آتی نفت دچار نوسان شدید میشوند، قراردادها به تعلیق درمیآیند و سرمایهگذاران، تصمیمات محافظهکارانه اتخاذ میکنند.
اثر دومینویی بر اقتصاد جهانیوابستگی اقتصادهای بزرگ به انرژی وارداتی، باعث میشود شوکهای خاورمیانه بهسرعت به سایر بخشها سرایت کند. افزایش ریسک در تنگه هرمز، بهطور مستقیم هزینه انرژی در شرق آسیا، اروپا و حتی آمریکای شمالی را افزایش میدهد. این افزایش هزینه، خود را در قیمت حملونقل، مواد اولیه، کالاهای مصرفی و در نهایت نرخ تورم نشان میدهد.به بیان سادهتر، شوکی که از خاورمیانه آغاز میشود، میتواند بهسرعت به سبد خرید مصرفکننده در هزاران کیلومتر آنسوتر منتقل شود. این همان دلیلی است که نهادهای مالی بینالمللی، همواره تحولات این منطقه را بهعنوان یکی از مهمترین ریسکهای اقتصاد جهانی رصد میکنند. چرا جایگزینها کافی نیستند؟برخی تحلیلها تلاش میکنند با برجستهسازی افزایش تولید در کشورهایی مانند ونزوئلا یا حتی آمریکا، اثر ریسک خاورمیانه را کماهمیت جلوه دهند اما دادههای بازار نشان میدهد این مقایسه، گمراهکننده است.
حتی اگر تمام پروژههای افزایش عرضه در آمریکای لاتین به نتیجه برسد، مجموع آنها در بهترین حالت، چند میلیون بشکه در روز خواهد بود؛ رقمی که در برابر شوک احتمالی به مسیر عبور ۲۱ میلیون بشکه نفت روزانه، ناچیز است.به همین دلیل است که بازار، به جای تمرکز صرف بر حجم تولید، به امنیت مسیرها واکنش نشان میدهد؛ جایی که نقش ایران غیرقابل جایگزین است.
منطق بازار؛ نه تهدید، نه شعاراز منظر اقتصادی، بازار انرژی با زبان تهدید سخن نمیگوید؛ بلکه به تغییر در موازنه ریسک واکنش نشان میدهد. زمانی که احتمال بیثباتی در یک گلوگاه حیاتی افزایش مییابد، بازار بهطور خودکار سناریوهای بدبینانه را قیمتگذاری میکند. این فرآیند، مستقل از نیت یا اراده یک بازیگر خاص عمل میکند و دقیقاً به همین دلیل، کنترل آن دشوار است.اعداد، بیش از هر چیز دیگری، واقعیت بازار انرژی را آشکار میکنند. یک میلیون بشکه افزایش عرضه در ونزوئلا، هرچند برای برخی اقتصادها مهم است، اما نمیتواند جایگزین ثبات مسیری شود که روزانه بیش از ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. در این معادله، ایران نه یک متغیر حاشیهای، بلکه یکی از عناصر کلیدی ثبات بازار جهانی انرژی است. نادیده گرفتن این واقعیت، بهمعنای نادیده گرفتن منطق اقتصاد جهانی و پذیرش ریسکی است که پیامدهای آن، فراتر از مرزهای خاورمیانه خواهد بود.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰