کد خبر : 3482
تاریخ انتشار : یکشنبه 30 آذر 1404 - 12:38

از “فرزند کمتر” تا بحران بیشتر: زنگ خطر جمعیت به صدا درآمد

از “فرزند کمتر” تا بحران بیشتر: زنگ خطر جمعیت به صدا درآمد
آمارها از رسیدن نرخ باروری به سطح کمتر از حد جایگزینی و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ناشی از آن حکایت دارند؛

مصاحبه با دکتر زهرا حسینی‌تبار؛ پژوهشگر حوزه جمعیت و سبک زندگی سالم و مسئول کانون رویای مادری و مشاور معاونت فرهنگی دانشگاه تهران

 

ایران در سال‌های اخیر با چالش جدی کاهش نرخ رشد جمعیت و پیری هرم سنی مواجه شده است. آمارها از رسیدن نرخ باروری به سطح کمتر از حد جایگزینی و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ناشی از آن حکایت دارند. بحرانی که کارشناسان، ریشه‌های آن را در لایه‌های مختلف تاریخی، سیاستی، فرهنگی و اجتماعی جستجو می‌کنند. برای واکاوی ابعاد این مسئله، گفتگو میکنیم با دکتر زهرا حسینی‌تبار، پژوهشگر سبک زندگی سالم و فعال حوزه جمعیت.

 

 

+ خانم دکتر، با سپاس از حضور شما. اگر موافق باشید مصاحبه را با این پرسش آغاز کنیم که به نظر شما عوامل کلان و تاریخی شکل‌دهنده این بحران، به ویژه در لایه سیاست‌گذاری و مدیریت کلان کشور چه بوده است؟

 

دکتر زهرا حسینی‌تبار: با تشکر از شما. ما برای درک امروز، ناگزیریم به دیروز برگردیم. بحران جمعیتی که می‌بینیم، یک شبه ایجاد نشده. ریشه‌های آن را می‌توان در برنامه‌ریزی‌های استعماری انگلیسی در دوره ی قاجار جستجو کرد، اما نقطه عطف و تسریع آن در دهه ۷۰ اتفاق افتاد. جالب اینجاست که برخی سیاست‌های تنظیم خانواده در آن دوره، به گونه‌ای اجرا شد که نرخ کاهش جمعیت را چنان شتاب داد که حتی از اهداف و برنامه‌های پیش‌بینی شده نیز فراتر رفت؛ طوری که انتظار می‌رفت کاهش نرخ رشد در یک بازه طولانی‌مدت محقق شود، اما در بازه زمانی بسیار کوتاه‌تری و در عرض ۳ سال به وقوع پیوست. این سیاست‌ها متأسفانه با یک تمایل فرهنگی در حال شکل‌گیری به سمت زندگی راحت‌طلبانه و کاهش تحمل سختی‌ها هم‌خوانی پیدا کرد و به سرعت در بطن جامعه نفوذ کرد بخصوص که ان دوران دوران زندگی سخت پس از جنگ نیز بود.

 

+صحبت از فرهنگ کردید، این تغییر نگرش که به باور “فرزند کمتر، زندگی بهتر” منجر شد، مهم‌ترین نمودهای عینی و ملموس آن امروز در سبک زندگی ایرانی‌ها چیست؟ و این نگرش عمدتاً چگونه تقویت می‌شود؟

 

دکتر حسینی‌تبار: بارزترین نمود، درونی شدن آن شعار به عنوان یک اصل غیرقابل‌چالش است. اما یک نشانه عینی و قابل اندازه‌گیری، جایگزینی نمادین است. شما امروز می‌بینید که تبلیغ و ترویج نگهداری از حیوانات خانگی، بسیار پررنگ‌تر و جذاب‌تر از تبلیغ ارزش خانواده و فرزندآوری شده است بطوری که حتی پت‌شاپ‌ها از سیسمونی‌فروشی‌ها پیشی گرفته‌اند. هزینه‌ای که برای یک حیوان خانگی صرف می‌شود، گاه چندین برابر هزینه نگهداری یک بچه است، البته این فقط یک تغییر سلیقه نیست؛ این بازتاب یک جنگ رسانه‌ای تمام‌عیار است. رسانه‌های قدرتمند جهانی که عمدتاً در اختیار جبهه مقابل ارزش‌های خانواده‌محور هستند، پیوسته سبک زندگی بدون تعهد و بدون فرزند یا با تک‌فرزندی افراطی را به عنوان “تجدد”، “آزادی” و “شکوفایی فردی” معرفی می‌کنند و متأسفانه بخشی از جامعه ما، مصرف‌کننده منفعل و بعضاً مروج ناخواسته این محتواست.

 

+ علاوه بر این عوامل کلان و فرهنگی، به نظر می‌رسد مشکلات سلامت و مسائل اجتماعی خرد و مرتبط با سبک زندگی نیز سهم بزرگی دارند. این حوزه‌ها را چگونه تحلیل می‌کنید؟

 

+ دقیقاً. این بحران چندبعدی است. در حوزه سلامت، سبک زندگی ناسالم شهری، تغذیه نامناسب، استرس فراگیر، تأخیر در ازدواج و باروری، و حتی برخی فعالیت‌های ورزشی نامتناسب برای بانوان در دوره های خاص، منجر به افزایش ناباروری و سقط‌های غیرعمدی شده است. در حوزه اجتماعی هم ما با یک زنجیره معیوب روبروییم: کاهش اعتماد اجتماعی ناشی از روابط آزاد پیش و حتی پس از ازدواج، منجر به کاهش ازدواج‌های پایدار، افزایش طلاق و در نهایت، کاهش میل به فرزندآوری می‌شود. در این میان، فاجعه بزرگ سقط جنین عمدی از عوامل مهم کاهش جمعیتی ماست بطوری که طبق روایتی در کشور ما روزانه ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ جنین سقط اتفاق می افتد که نشان می‌دهد بخشی از کاهش جمعیت، نه یک انتخاب طبیعی، بلکه یک “فرزندکشی” خاموش است.

 

+با این تحلیل جامع و چندوجهی، راهکار عملی و اثربخش شما برای شروع یک حرکت اصلاحی و تغییر این روند چیست؟ به عنوان یک پژوهشگر، نقطه شروع را کجا می‌بینید؟

 

دکتر حسینی‌تبار: راهکار من مبتنی بر شناسایی دقیق و سپس اقناع هوشمندانه است. ما نمی‌توانیم با شعارهای کلیشه‌ای همه را خطاب قرار دهیم. اولین و فوری‌ترین کار، آگاهی‌بخشی هدفمند و غیرشعارگونه است. باید خطر عینی پیری جمعیت، خالی شدن روستاها، از کارافتادگی سیستم تأمین اجتماعی و نهایتاً نابودی سرمایه انسانی و تمدنی را به کسانی که حب ایران و دغدغه پیشرفت کشور را دارند هشدار دهیم. چگونه کسی که برای آینده ایران دلسوزی می‌کند، می‌تواند نسبت به این زوال جمعیتی بی‌تفاوت باشد؟

 

قدم دوم،اقدام پژوهشی و برنامه‌ریزی منطقه‌ای و منعطف است. فعالان این عرصه باید مانند یک جامعه‌شناس، ابتدا “ذائقه و درد” جامعه هدف خود را بشناسند. باید با طراحی پژوهش‌های میدانی دقیق، دلایل واقعی عدم تمایل به فرزندآوری را در هر منطقه، شهر یا حتی محله شناسایی کنیم. آیا مشکل اصلی اقتصاد است؟ عدم امنیت شغلی است؟ نگرانی‌های سلامت یا ناباروری است؟ یا یک بی‌اعتمادی فرهنگی عمیق؟ پس از این آسیب‌شناسی دقیق، می‌توان برنامه‌ای سفارشی‌سازی شده ارائه داد. فقط در این صورت است که بازخورد مثبت خواهیم گرفت و از شعارزدگی و کلی‌گویی که نتیجه معکوس دارد، فاصله می‌گیریم.

 

+ بسیار متشکریم از فرمایشات شما سخن پایانی و جمع بندی اگر دارید بفرمایید

 

دکتر حسینی‌تبار: جمعیت تنها یک عدد در نمودارها نیست؛ نفس یک تمدن، پویایی یک فرهنگ و قدرت نرم یک کشور است. ما امروز در یک نقطه عطف تاریخی ایستاده‌ایم. یا با هوشمندی، همت جمعی، برنامه‌ریزی دقیق و عبور از شعار، این روند را معکوس می‌کنیم، یا شاهد افولی خواهیم بود که جبران آن به سادگی ممکن نیست. این نبردی است فرهنگی که پیروزی در آن نیاز به عزمی ملی، راهبردی علمی و اقدامی منسجم و صبورانه دارد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

10 − 2 =