جهاد سازندگی چراغ راه مدیریت شهری نوین

بازخوانی الگوی جهادی: گفتوگو اختصاصی پایگاه خبری چراغ با دکتر سعید حجازیفر استاد دانشگاه ارومیه و موسس موسسه ی مدیریت سراج ارومبه درباره آموزههای جهاد سازندگی برای مدیریت شهری امروز
+ ممنون از شما که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. برای شروع اگر موافق باشید، بفرمایید که کلیات جهاد سازندگی را چگونه تعریف میکنید؟
جهاد سازندگی در گام اول در سال ۵۸ به فرمان حضرت امام برای محرومیتزدایی و آبادانی روستاها شکل گرفت. ما محرومیتهای زیادی در دوران پهلوی داشتیم. این نهاد یک تشکیلات آبادی و محرومیتزدایی بود. کارهای عمرانی متنوع و خدمات گستردهای انجام داد، اما فقط به بحث عمرانی محدود نشد و وارد فضای فرهنگی و آموزشی هم شد؛ حتی نشریاتی منتشر میکرد که پیشنهاد میدهم دوباره مطالعه و منتشر شوند چون بسیار مفید خواهند بود. در حوزه سوادآموزی و همچنین سلامت و بهداشت هم خدمات گستردهای ارائه کرد. حدود یکسال از فعالیتش گذشته بود که جنگ تحمیلی آغاز شد و جهاد تماماً وارد فضای جنگ شد و در پشتیبانی، لجستیک و ایجاد زیرساختهای مناطق جنگی مثل راهها، پلها و سنگرها خدمات بزرگی انجام داد. بخشی داشتیم به نام “سنگرسازان بیسنگر” که در خط اول جبهه فعال بودند و ما شهدای زیادی در جهاد در این بخش تقدیم کردیم. پس از جنگ، جهاد به مأموریت توسعهای خود بازگشت، اما متأسفانه در سال ۷۹ به دلیل برخی سیاستها و کجرفتاریها، با وزارت کشاورزی ادغام شد و این پایان فعالیت پربرکت جهاد سازندگی بود.
+با تشکر از توضیحاتتان. سوال بعدی مربوط به ساختار اداری جهاد است. نوع سیستم اداری جهاد چگونه بود؟ آیا مبتنی بر سلسلهمراتب بود یا بر عدم تمرکز؟
اینطور نبود که جهاد سازندگی نظم و سلسلهمراتب نداشته باشد. نظم و ساختار در جهاد کاملاً حاکم بود و ما یک ستاد مرکزی در تهران، و در استانها و شهرستانها واحدهای جهاد داشتیم. اما آنچه نبود، بروکراسی زائد بود. در سیستمهای دولتی فعلی برای انجام یک کار باید از هزاران مرحله مجوز عبور کرد، اما در جهاد در جایی که نیاز بود، کار به سرعت انجام میشد. نکته مهم دیگر این بود که نگاه از بالا به پایین نبود. تصمیمگیری و برنامهریزی به صورت پایین به بالا بود؛ یعنی در خود مناطق تصمیم گرفته میشد و پس از هماهنگی با ستاد مرکزی، اجرا میشد. حتی بسیاری از برنامهها اصلاً نیاز به مجوز تهران نداشتند. این باعث میشد تصمیمها هم سریعتر گرفته شود و هم درستتر باشد، چون مدیران محلی با فرهنگ، خلأها و شرایط منطقه خود آشنا هستند، برخلاف کسی که در تهران نشسته است.
+با توجه به این تجربه موفق، برای اینکه بتوانیم این الگو را در فضای مدیریت شهری امروز اشاعه دهیم، چه اقداماتی باید انجام داد؟
اگر بخواهم مختصر بگویم، چند عامل کلیدی است. اولاً باید فرهنگ جهادی را در مدیریت شهری نهادینه کنیم. فضای جهاد طوری بود که کارکنان برای رضای خدا و بیمنت کار میکردند. این فرهنگ را میتوان با دورههای آموزشی و جوایز تشویقی بین مدیران و کارکنان ترویج داد. دوم، تقویت مشارکت مردمی است. باید از ظرفیتهای مردمی مثل مساجد، بسیج و گروههای داوطلب استفاده کنیم. در بحث مدیریت محلهمحور، مساجد میتوانند پایگاههای بسیار خوبی باشند. سوم، ایجاد گروههای جهادی شهری یا حتی ایجاد یک معاونت برای فعالیتهای جهادی در شهرداریها است تا پروژهها به گروههای جهادی مردمی سپرده شود. چهارم، چابکسازی ساختار و فسادزدایی با حذف بروکراسی زائد و ایجاد شفافیت است. پنجم، حمایت از نخبگان و نیروهای جوان انقلابی و بهرهگیری از خلاقیت آنان در برنامهریزیهای شهری است. متأسفانه ساختار فعلی شهرداریها جایی برای این نیروها ندارد. و آخر اینکه باید به توسعه متوازن و توجه به مناطق محروم و حاشیه شهر پایبند بود، نه اینکه صرفاً به مناطق پردرآمدتر خدمات بیشتری داده شود.
+در همین رابطه، به نظر شما ظرفیتهای قانونی شورایاریها در قوانین مصوب شهرداری چیست و چگونه میتوان از آنها در مسیر توسعه محلی بهره برد؟
دکتر حجازیفر: در مورد شورایاریها اول باید بدانیم منظور چیست. شورایاریها تشکیلاتی هستند که در محلات برای کمک به شورای شهر شکل میگیرند. در حال حاضر این ساختار فقط در تهران فعال است چون شهر بزرگی است و شورا نمیتواند تمام مسائل محلات را پوشش دهد. مردم هر محله افرادی را به عنوان شورایاری انتخاب میکنند که پل ارتباطی با شورای شهر باشند. اولین قدم این است که ظرفیت قانونی برای راهاندازی شورایاریها در دیگر شهرهای بزرگ هم ایجاد شود. یک پیشنهاد عملی این است که این مسئولیت به هیئت امنای مساجد سپرده شود. این کار هم نقش مساجد را تقویت میکند، هم مشارکت مردم را بالا میبرد، چون مردم مسجد را از خود میدانند. این کار باعث سرعت در اجرا، افزایش اعتماد عمومی و تقویت حس مسئولیتپذیری اجتماعی میشود که الآن کمرنگ است. همچنین یک نظارت مردمی قوی بر پروژههای شهری ایجاد میکند و خودش باعث توانمندسازی مردم میشود.
البته همه این برکات منوط به این است که جایگاه قانونی شورایاریها تقویت شود، بودجه مناسبی برای پروژههای محلی در نظر گرفته شود و حتی از ظرفیتهای خیریه و وقف نیز استفاده شود.
+ سوال پایانی؛ به نظر شما در شرایط امروز، چه چالشهای اصلی بر سر راه احیای الگوی جهاد سازندگی در مدیریت شهری وجود دارد؟
چند چالش اصلی وجود دارد. اول، یک دگرگونی در فضای اجتماعی و فرهنگی است. برخلاف اوایل انقلاب که روحیه جهادی و ایثارگری قوی بود، امروز فردمحوری و کمرنگ شدن باورهای دینی این فضا را تضعیف کرده است. دوم، بروکراسی سنگین موجود، که مانند سم برای هر حرکت جهادی است. سوم، چالش نیروی انسانی؛ یعنی نبود سازوکار برای استفاده از جوانان متعهد و انقلابی با انگیزههای معنوی در مدیریت شهری. چهارم، پیچیدگی مسائل شهری امروز که نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده و نیازمند استفاده از فناوریهای جدید است. و پنجم، که بسیار مهم است، نبود مدیریت یکپارچه شهری است. نهادهای مختلف به صورت جزیرهای و پراکنده کار میکنند، موازیکاری زیاد است و برخی وظایف نیز بین دستگاهها بلاتکلیف میماند. برای رفع این چالشها راهکارهایی وجود دارد.برای مثال، برای احیای روحیه جهادی، باید با رسانهها و برگزاری همایشها، فرهنگسازی و الگوهای موفق معرفی شوند. برای مشکل بروکراسی، باید آن را حذف کرد و پیشنهاد معاونت جهادی را جدی گرفت. برای جذب نیروهای جوان، باید آنان را در پروژهها دخیل کرد و با سمنها و خیریهها همکاری نمود. برای مدیریت پیچیدگیها میتوان از هوش مصنوعی و برای حل مشکل نبود یکپارچگی، باید به یک سند قانونی جامع رسید که وظایف همه نهادها را به وضوح مشخص کند و تفاهمنامههای لازم منعقد شود. اگر این کارها انجام شود، میتوان امیدوار بود که بتوان از الگوی مدیریت جهادی در شهرهایمان بهره برد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰